X
تبلیغات
رایتل
پرانتزباز
  
 نا گفته هایی از تمام گفتنی هایم
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1391
آن روزها

مادرم که دستش به من نرسید 

و از پدر هم دور بودم 

نشست و گریست 

و نفرینم کرد: الهی درد بیدرمان بگیری  

نفرینش گرفت

و اینگونه شد که من عاشق شدم 

... 

این نفرین های کاری 

درمانی هم دارد؟ 

برایم بنویس 

می


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 103665


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها