X
تبلیغات
رایتل
پرانتزباز
  
 نا گفته هایی از تمام گفتنی هایم
 
آرشیو
 
شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1391

من اولین ِ تو نیستم. و آخرین لابد. تنهاترین ِ تو هم نیستم. می‌دانم. هی... این دانستن‌هاگاهی خیلی سنگین‌اند. گاهی آدم دلش می‌خواهد نداند اصلن. ‌می‌خواهد بیست و پنج ساله باشد، با یک عالمه امید الکی پلکی، با یک عالمه سرخوشی و شیفته‌گی. می‌خواهد ندانسته، دل داده بر باد، بر هر چه باداباد، دوست بدارد فقط. می‌خواهد وا بدهد، سربگذارد روی سینه‌ای، و دنیا آخر شود. و نترسد که دوست داشتن‌اش طوفان باشد و ویران کند هر چه آشیانه‌ی وارفته را. و نداند، و نترسد که همین باد تند سرخوش‌، چه می‌خورد به سنگ، چه آرام می‌گیرد یک وقتی. چه ساکن می‌شود همه چیز، و چه اندوهی، چه ملالی. و گمان کند ابدیتی هست، همیشه‌ای.... هی... این دانستن‌ها را من گاهی، هیچ نمی‌خواهم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 103677


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها