X
تبلیغات
رایتل
پرانتزباز
  
 نا گفته هایی از تمام گفتنی هایم
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390
تابستانه

 

ترمز می زنم و می گویم مستقیم. 

می نشیند ... لبخند میزند و سلام می کند. 

می گویم:عجب برفی 

یادم میرود داشتم شوخی میکردم 

پر می شوم از هوای بودن در این صبح برفی 

                                     آن هم من سرما گریز... 

حتما افسونی گرما بخش با خود آورده است 

گرمایی استوایی... 

برفهای پیرامونم آب شده اند... 

 

می 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 103665


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها