صبح برف میبارید تا رد پایی از تو بر زمین باقی بماند...
از همانهایی که جا گذاشته ای نه بر برف...
که حک شده بر سنگفرش دلم
لابلای ترکهای بجا مانده روزهای نبودنت...
از خانه بیرون نیامدم
طاقت دور شدن رد کفشهایت را نداشتم
می
ار تو نوشتن... دل می خواد!!!! می
ار تو نوشتن...
دل می خواد!!!!
دوست دارم تو را نظاره کنم
زیر پا فرشی از ستاره کنم
گر بگویند نازنینت کیست
دوست دارم به تو اشاره کنم